بله دیگه امروز تولدمه ۲۳ رو پشت سر گذاشتم اومدم تو ۲۴ خالا ببینم تو این سال چی میشه چی سرمون میاد . می بخشید که کیک تولد هم نزاشتم
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
+
به جا مانده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 15:12 از تنها
|
تا به جفایت خوشم ترک جفا کرده ای
این روش تازه را تازه بنا کرده ای
دوش زدست رقیب ساقر می خورده ای
من به خطا رفته ام یا تو خطا کرده ای
+
به جا مانده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 15:11 از تنها
|
خیلی وقته کسی نیومده
ساکت و سوت وکور
خاموش وبی صدا
مثه قدیما نمونده
ولی بازم صبوره
هیچ نوایی نیست
دیگه بسه
تنهایی بسه
خاموشی تا کی!!!!!
وقتشه که بره
اره
دیگه غم تنهایی تا کی؟؟
ساکت و سوت وکور
خاموش وبی صدا
مثه قدیما نمونده
ولی بازم صبوره
هیچ نوایی نیست
دیگه بسه
تنهایی بسه
خاموشی تا کی!!!!!
وقتشه که بره
اره
دیگه غم تنهایی تا کی؟؟
+
به جا مانده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 12:33 از تنها
|
خــــــــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــــــــــــا........
به داده و نداده و گرفته ات شکر
که د اد ه ات نعمت است و
ند اد ه ات حکمت و
گر فتـــــه ا ت
امتحان
!!
+
به جا مانده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:41 از تنها
|
سرنوشت من به دلها ره نیافت
برگ باد اورده ای را باد برد.......!!!!!!!!!
+
به جا مانده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 19:9 از تنها
|
پرنده مردنی است ...... ولی پرواز مردنی نیست..... انسان مردنی است ....ولی انسانیت مردنی نیست
+
به جا مانده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9:12 از تنها
|
من همونم که همیشه ،
غم وغصم بی شماره ،
اونیکه تنها ترین ،
حتی سایه ام نداره ،
این منم که خوبیامو ،
کسی هرگز نشناخته ،
اونکه در راه رفاقت ،
همه هستی شو باخته ،
هر رفیق راهی با من ،
دوسه روزی همسفر بود ،
ادعای هر رفاقت ،
واسه من چه زودگذربود ،
هر کی بازمزمه عشق ،
دو سه روزی عاشقم شد ،
عشق اون باعث زجر ،
همه دقایقم شد ،
اونکه عاشق بود عمری ،
از جدا شدن می ترسید ،
همه هراس وترسش ،
به دروغش نمی ارزید ،
چه اثرازاین صداقت ،
چه ثمرازاین نجا بت ،
وقتی قد سرسوزن ،
به وفا نکردیم عادت....
غم وغصم بی شماره ،
اونیکه تنها ترین ،
حتی سایه ام نداره ،
این منم که خوبیامو ،
کسی هرگز نشناخته ،
اونکه در راه رفاقت ،
همه هستی شو باخته ،
هر رفیق راهی با من ،
دوسه روزی همسفر بود ،
ادعای هر رفاقت ،
واسه من چه زودگذربود ،
هر کی بازمزمه عشق ،
دو سه روزی عاشقم شد ،
عشق اون باعث زجر ،
همه دقایقم شد ،
اونکه عاشق بود عمری ،
از جدا شدن می ترسید ،
همه هراس وترسش ،
به دروغش نمی ارزید ،
چه اثرازاین صداقت ،
چه ثمرازاین نجا بت ،
وقتی قد سرسوزن ،
به وفا نکردیم عادت....
+
به جا مانده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:47 از تنها
|
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
+
به جا مانده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 16:27 از تنها
|
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
+
به جا مانده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 18:0 از تنها
|
بزرگترین لذت زندگی، داشتن یک دوست خوب است. کسی که بفهمد ، ناگفته هایت را. گفته هایت را. سکوتت را. و همه آنچه هستی
+
به جا مانده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 10:21 از تنها
|
ازدردها متولد شدم و در تمام شعرهای محزون خواهه حسرتم.
اما پا بر جایم و هنوز مقاوم و بر غربت. غصه. سختی ها ایستاده ام
در شبهای ظلمانی مظلومانه خانه ای اختیار کردم برای انزوای درد الود شبانه
اما هنور شبها خدا را بی خواب میکنم و هنوز نظر بر اسمان دارم تا دری برویم بگشاید
عمری با ظالمان.مظلومان .عاشقان و غریبان.شاهان و گدایان به سر کردم و تو را در غالب تک تک انها دیدم اما هنوز با جداییها با ستمها. با غمهایی که قطره قطره اب می شوند سر به سرم و فراقت مرا از پای در نیاورده و هنوز زنده ام.
دری در اسمان برویم گشوده شده و کارنامه زندگی در دستم .بدیهایم در دردها و خوبیهایم
در با تو بودن ثبت شده اند. حالا چه خوب و چه بد باید غربتم و غصه هایم. با خرده امیدهایم چه صعب و چه سهل وداع گویم
اما هنوز هم امیدوارم که در اخرین
غروب این ستارگان دفتر تلخ جدایی را
با فصلی شیرین از وصال پایان دهم
اما هنوز........
" قبول کن به اندازه یک نفس"
احتیاج دارم به تو
اما پا بر جایم و هنوز مقاوم و بر غربت. غصه. سختی ها ایستاده ام
در شبهای ظلمانی مظلومانه خانه ای اختیار کردم برای انزوای درد الود شبانه
اما هنور شبها خدا را بی خواب میکنم و هنوز نظر بر اسمان دارم تا دری برویم بگشاید
عمری با ظالمان.مظلومان .عاشقان و غریبان.شاهان و گدایان به سر کردم و تو را در غالب تک تک انها دیدم اما هنوز با جداییها با ستمها. با غمهایی که قطره قطره اب می شوند سر به سرم و فراقت مرا از پای در نیاورده و هنوز زنده ام.
دری در اسمان برویم گشوده شده و کارنامه زندگی در دستم .بدیهایم در دردها و خوبیهایم
در با تو بودن ثبت شده اند. حالا چه خوب و چه بد باید غربتم و غصه هایم. با خرده امیدهایم چه صعب و چه سهل وداع گویم
اما هنوز هم امیدوارم که در اخرین
غروب این ستارگان دفتر تلخ جدایی را
با فصلی شیرین از وصال پایان دهم
اما هنوز........
" قبول کن به اندازه یک نفس"
احتیاج دارم به تو
+
به جا مانده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 10:34 از تنها
|
دلم خوش نیست....غمگینم .....از این تكرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی ....كه غیر از من همه خوشبخت و عاشق....
چه تنهایی غمگینی ....كه غیر از من همه خوشبخت و عاشق....
+
به جا مانده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 15:52 از تنها
|
گذر وچرخ زمانه به من آموخت که هیچ چیز را نباید جدی بگیرم حتی خودم را !!!!!!!!!
+
به جا مانده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 21:19 از تنها
|
غربت دردی جان سوز است كه جز با رفتن یا قرار گرفتن در جمع دوستان درمان نمی شود. كسی كه از وطن خود دور افتاده آرزوی بازگشت به آن را دارد. به زودی بعضی فاصله ها برداشته خواهد شد.
+
به جا مانده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:19 از تنها
|
قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم...جز به تو و به خوبیهات به هیچکسی رو نکنم،قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم.بعد از این اسمت رو دادمی زنم تا دم دمای آخرین... قطره به قطره خونمو یکجا به نامت می کنم،
+
به جا مانده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 20:32 از تنها
|

